هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

643

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

شب پنج‌شنبه ، دويّم ماه مبارك [ رمضان 1301 ه . ق . ] از ايوانك يك ساعت و نيم رفته ، راه افتاده ، يك ساعت به دسته مانده ، به خاتون‌آباد رسيديم . راه راست و صاف بود ، ولى جوى و نهرهاى زياد داشت . گفتند به اندازهء هفت فرسخ راه است . منزل بيست و پنجم : حضرت عبد العظيم ( عليه السلام ) شب جمعه ، سيّم ماه مبارك [ رمضان 1301 ه . ق . ] به حضرت عبد العظيم مشرّف شديم . راه پنج فرسخ سبك بود . آن‌جا در باغ مشهور به باغ متولى كه عمارت هم داشت ، منزل شد . به جهت انجام بعض تداركات خود و نوكرها و جلوداران ، كه در تهران كار داشتند ، جمعه و شنبه ، يك‌شنبه ، دوشنبه و سه‌شنبه [ در ] آن‌جا لنگ كرد . در مواقع مخصوصه با كمال امنيّت خاطر و فراغت ، مشغول زيارت و عبادت بوديم و گاهى تفرج‌كنان به باغات آن‌جا مىرفتم . در آن چند روز اقامت [ در ] آن‌جا بسيار خوش گذشت . از آقايان و دوستان تهران ، جمعى آمدند [ و ] ملاقات و خوشوقتى به عمل آمد . با اين‌كه ورود خود را به كسى خبر نداده بودم ، چون از نوكرها ، بعضى به تهران رفته بودند « 1 » ، رفقا آنها را ديده ، مطّلع شده بودند [ و ] همان‌روز ورود ، جمعى آمدند و فوق العاده اظهار « بشاشت » و « خوشنودى » كردند . از جمله اشخاصى كه تشريف آوردند ، جناب جلالت مآب اجل يحيى خان مشير الدوله - دام الجلاله - بود ، با معتمد السلطان ميرزا حسن خان عمو اوغلى منشى اسرار و نواب و الا حشمت السلطنه - دام اقباله - پسر مرحوم عماد الدوله ، جناب مستطاب آقاى حاجى ميرزا مهدى جهانشاهى - سلمه اللّه - ، جناب امير الامراء العظام حاجى صدر الدوله ، جناب جلالت نصاب آقاى ميرزا محمد صديق الملك رئيس ، جناب جلالت مآب آقاى ميرزا نصر اللّه خان مشير الملك « 2 » ، نايب اول وزارت خارجه ، كه از اخيار و ابرار و شخص كاردان كارگزار « 3 » هشيار است . و جناب معتمد السلطان جعفر قلى خان اعتضاد نظام ميرپنجه « 4 » پسر مرحوم سعد الملك -

--> ( 1 ) . در اصل : بود ( 2 ) . « به مراحم همايونى حال با كمال استقلال وزير مهام خارجه و ملقب به مشير الدوله مىباشد و لقب مشير الملك به پسر ايشان مرحمت شده ، كه وزير مختار دولت عليه مىباشند . » ( حاشيه مؤلف ) . ( 3 ) . در اصل : كارگذار ( 4 ) . « حال حكمران اردبيل و مشكين و ملقب به سهام الدوله است . » ( حاشيه مؤلف )